close
تبلیغات در اینترنت
سفری از جنس نور ومقاومت ايثارگر|صفحه نخست

پشتیبانی


به ايثارگر خوش امديد
اين وبسايت ازمايشي قرار گرفته است و در حال حاضر در حال اماده سازي مي باشد.از اين که ما را به خاطر اين کم کاري تحمل ميکنيد.بينهايت از شما سپاس گزاريم.

مدير سايت

معرفي و اخبار سايت
تبليغات

سفری از جنس نور ومقاومت

«اذا رایتم الربیع فاکثروا ذکر النشور»

«آنگاه که بهاران را می‌بینید، مرگ و قیامت را بسیار یاد کنید.»

 
تعطیلات عید فرصت مناسبی  برای صله رحم است و چه توفیقی بهتر از این که دیداری از شهدا و مناطق عملیاتی جنوب کشور داشته باشیم، در آستانه سال جدید وتجدید میثاق با آرمان‌های شهدا حضور در مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس فرصت مغتنمی برای جوانان، نوجوانان و خانواده ‌ها است که بتوانیم با ولایت و آرمانهای شهدا تجدید میثاق کنیم.

تعطیلات عید فرصت مناسبی  برای صله رحم است و چه توفیقی بهتر از این که دیداری از شهدا و مناطق عملیاتی جنوب کشور داشته باشیم، در آستانه سال جدید وتجدید میثاق با آرمان‌های شهدا حضور در مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس فرصت مغتنمی برای جوانان، نوجوانان و خانواده ‌ها است که بتوانیم با ولایت و آرمانهای شهدا تجدید میثاق کنید.

منبع: دروازه ورود به بهشت

 
 

همه مخلوقات، به فطرت الهی، «ولایت» را می‌شناسند. ولایت‌الله، مرگ را نه پوسیدن، بلکه از پوست به درآمدن می‌داند و امر به مرگ اختیاری می‌کند! «موتوا قبل ان تموتوا...!» هرکه گام در صراط مستقیم ولایت نهاد، اشتیاقش به مرگ چون انس مشتاقانه نوزادان به سینه مادران خواهد شد و هرکه با چشم ولی‌الله به مرگ بنگرد، مرگ را مثالی از گردن‌بندی زیبا به گردن زیبارویان خواهد دید...

تاکنون اندیشیده‌ایم که چرا خواندن دعای ندبه در صبح عیدها استحباب دارد!؟ به تعبیری یعنی «عید»، آنگاه شادی بخش است که در فراق ولی خدا زاری و «ندبه» کنیم...! عصر ما، آنگونه که شاهدیم عصر خسران انسان‌هاست. نیاز جوامع (چه غربی و چه شرقی) به ولایت، امری فطری است و هیچ خسرانی شدیدتر از آن نیست که پرده غفلت‌ها، چشم‌ها را از رویت خورشید بقیه‌اللهی محروم کرده است. «عزیز علی ان اری الخلق ولاتری» انقلاب اسلامی ما به کرامت صاحب‌العصر و نایب حقیقی او امام خمینی (رحمه‌الله‌علیه) و به برکت خون مقدس شهدا، غفلت‌های سکولاریستی عصر را به چالش کشاند.

خشم «مقدس» فرزندان انقلابی امام ‌خمینی(رحمه‌الله‌علیه) ناشی از این حقیقت بزرگ الهی بوده است که باور کرده‌اند «عالم، محضر خداست...!» سکولارهای خسران زده، بیش از هر چیزی از «مقدسات» سیلی خورده و بیش از هر چیزی از «مقدسات» می‌هراسند و بی‌سبب نیست که تمام علم و تجربه خویش را خرج «قداست‌زدایی» می‌کنند. گره زدن «مقدسات» به موهومات و خرافات و ایجاد زمینه‌های بی‌ایمانی در جامعه و عرفی‌زدگی و عرفی‌گرایی و قداست شکنی از دین و شعائر دینی و تهمت خرافه بستن به اعتقادات پاک مذهبی (آن هم با نام دین و علم!) و اقدام به افساد به جای اصلاح و نفی اصالت «ایمان به غیب» به دلیل توهمات تجربه‌گرایانه‌ شیطانی، از نشانه‌هایی است که در انسان‌های خسران‌زده قشری، متوهم و بی‌اعتقاد شاهدیم. تقابل با «مقدسات» و به سخره گرفتن «قداست»ها و شکستن حرمت شعائر الهی و بی‌ارزش دانستن و تمسخر اعتقادات مردم، رسم ناجوانمردانه‌ای است که اصول اولیه «سبک زندگی» جاهلان و منافقان است... امروز، امام خامنه‌ای عزیز، عصاره همه فضائل و نماد همه حکمت‌هایی است که انسان خسران زده، قرن‌هاست درپی‌اش بی‌قرار بوده است.

تعریف «عید» در عصر ما به تعریف اهل مکتب وحی نزدیک شده است: «عود به فطرت». همان‌گونه که گفتیم همه مخلوقات به فطرت الهی، ولایت را می‌شناسند، عود به فطرت را به این معنای مقدس می‌گیرند که به حکم وجدان و نفس لوامه، هرکس باید با وظیفه خویش در عصر غیبت، مواجه گردد! یاری ولایت، شادی‌ بخش‌ترین مفهوم هستی است. عید آنگاه شادی بخش خواهد بود که انسان، نزد ولی خدا اهل عصیان نباشد... عصیان و عید، مانعه الجمعند.

وقتی سنگ بنای انقلاب اسلامی را «عود به فطرت» بدانیم، ناچاریم عصر خسران را به عصر ظهور بدل کنیم. «عید نوروز» در این مکتب نماد نزدیک شدن به ظهور است. عید نوروز، یعنی به «سال تقویمی» یک سال به شکوه دوران مهدویت نزدیک شده‌ایم و ناچاریم در هر عید نوروزی به این سؤال فکر کنیم: آیا به وظیفه خود در عصر غیبت عمل کرده‌ایم؟ آیا در یک سال گذشته «ولی» خود و نایب امام را آن‌گونه که شایسته است یاری کرده‌ایم؟ آیا رضایت رهبر حکیم انقلاب را نسبت به فکر و قول و عمل خویش جلب کرده‌ایم؟...

آنانکه در یاری رهبری زمان‌شناس، دچار قصور و تقصیرند، نه می‌توانند لاف دینداری بزنند و نه مجازند که ادعای وطن‌دوستی داشته باشند. امروز، شرافت دینی و عظمت ملی ما مرهون دل سپردن به ولایت فقیه است. ولایت فقیه، حکیمانه‌ترین راه و نزدیک‌ترین مسیر «عدالت و آزادی» است. هر که رهبر الهی زمان خود را در معرکه‌ها نشناسد و یا او را به شیطنت و فتنه، تنها و غریب بخواهد، باید پاسخگوی قهر و عذاب الهی و خشم ملت باشد. عید، روزی را گویند که انسان، با صدق، به وظیفه خویش در مقابل «ولی‌خدا» عارف و عامل باشد..

نمی‌دانید چه لذتی دارد نفس کشیدن در محله‌ای که هنوز هم عطر و بوی لاله‌های خونین در کوچه‌هایش جاری‌ست. نمی‌دانید از چه حسِ بی‌مثالی آدم سرشار می‌شود وقتی روی خاکِ پاکی قدم می‌گذاردکه در ایامی نه‌چندان دور، قدمگاه مردانی بوده که حالا از فرشتگان بالاترند و مقام واقعی‌شان، تازه در «يَومَ تَرَى المُؤمِنينَ وَالمُؤمِنات» معلوم خواهد شد:«شهيد شدن، از نظر ما كه اهل دنيا هستيم و داريم زندگى مي‌كنيم و بخصوص شما كه پدريد، مادريد، همسريد و خب، محبتتان نسبت به او يك محبت فوق‌العاده است، تلخ است؛ چون از دست دادن است، فقدان است. در عرصه‌ى ظاهر زندگى،اين فقدان است؛ لذا تلخ است. پوسته‌ى شهادت اين است؛ فقدان و از دست دادن و نديدن او و ديدن جاى خالى او. ليكن لُبّ شهادت، خيلى برتر از اينهاست.

     لُبّ شهادت اين است كه يك انسانى، يك بشرى، ناگهان از درجات عاليه‌ى الهى سر در آورد؛ مقامش از فرشتگان بالاتر برود؛ در آن زندگى اصلى كه همه‌ى ما بعد از چهل سال، پنجاه سال، شصت سال،هفتاد سال، خواه ناخواه وارد آن مي‌شويم و زندگىِ ابدى است، جايگاهش عالى شود،رتبه‌ى عالى داشته باشد، مورد توجه باشد، فيض او در روز قيامت به ديگران برسد؛«يَسعى نورُهُم بَينَ أَيديهِم وَبِأَيمانِهِم»سوره مبارکه الحديد آیه۱۲ از جمله‌ى خصوصيات روز قيامت، ظلمانى بودن فضاست؛ چون خورشيدى وجود ندارد، وسيله‌ى نورى وجود ندارد؛ همه‌ى آحاد بشر در يك حالت ظلماتند. وقتى كه اين بندگان خوب ـ كه از جمله‌ى بهترين‌هاشان، همين جوان شماست ـحركت مي‌كنند، نور اين‌ها در جلويشان و در كنارشان تلألؤ پيدا مي‌كند. ديگرانى هستندكه در روز قيامت با حسرت به اين‌ها نگاه مي‌كنند و مي‌گويند كه از نورتان به ما بدهيدكسانى كه شايسته‌ى آن نور نيستند ـ اين‌ها در جواب مي‌گويند: «ارجِعوا وَراءَكُم فَالتَمِسوا نورًا»سوره مبارکه الحديد آیه 13؛ برويد پشت سرتان را نگاه كنيد ـ يعنى آن زندگى دنيایى‌تان را ـاگر بناست نورى داشته باشيد، از آنجا آن نور را كسب كنيد؛ اينجا به كسى نورنمي‌دهند. اين نورى است كه آنجا دادند، اينجا بروز و ظهور پيدا كرده. اين بُعد دومِ شخصيت جوان شما و همه‌ى شهداست.

بیانات رهبر معظم انقلاب 29/10/1390

بعد از مدت ‌ها پا به سرزمین قدسیان گذاشتن احساس خوبی را برایم به ارمغان آورده بود، دلتنگ بودم انگار این خاک حسی را به انسان منتقل می‌کند که قابل وصف نیست. به این می‌اندیشیدم که چه زیبا نامی بر این مناطق گذاشته اند، کربلای ایران بهترین نامی است که می‌توان بر این مناطق پراز معنویت گذاشت، کافی‌ست توفیق حضور در این مناطق را پیدا کنید، آن وقت جای پای شهدا را حس خواهید کرد، ازتوفیق گفتم، چون هرکسی به این مناطق سفرنمی کند، تک تک زائران این مناطق پرنور با دعوت شهدا به اینجا می‌آیند.بگذریم چرا که قلم تاب وصف ویژگی‌های این مناطق را ندارد، قصد دارم از سفری روحانی بگویم.این طور شروع می‌کنم:
هفت تپه
هفت تپه سرزمینی سوخته نیست، آتش افروخته نیست، بلکه سرزمین انسان های دل به خدا دوخته ای است که در آن شجاع ترین نسل ایران اسلامی، ماندگارترین حماسه ها را تمرین کرده و در چادرهایشان، زیباترین مناجات های عارفانه را با خدای خویش داشته اند!خاطراتی را در سینه اش نهفته دارد که در فرصت مناسب می تواند نسل نو را مخاطب قرار داده و با واقع گویی و حقیقت سرایی، از آنها وارثان برازنده و پسندیده ای بسازد .هفت تپه، معراج خونین شهدایی است که در محراب هایشان، فزت و رب الکعبه های فراوانی فریاد شد و در لجه های خون های سرخشان، انسان های زمینی، آسمانی شده و مسیر خاک تا افلاک را در طرفه العینی پیموده و آسوده خاطر از همیشه در جوار قرب الهی آرمیده اند!

هفت تپه مثل همه مناطق متعلق به دفاع مقدس، سرزمین مورد علاقه انبیاء و اولیاء الهی است که همواره مشتاق حضور در قطعه های بهشتی اند، خاک پاکی که همانند کربلا، تا ابد دارالشفای انسانهای آزاده ای است که ضامن آزادگی یک ملت در برابر سیل تهدیدهای توخالی و تهاجم های پوشالی است!

هفت تپه شاید همانند قتگاه شلمچه نباشد، اما قطعاً هم قطار دوکوهه، قبله گاه جوانان مومنی است که در آن  خدا را یافته و از زخارف دنیا بریده و به مقام وصال رسیده و امروز بی تردید از مقربان درگاه الهی اند و ما تا قیام قیامت باید به آنها اقتدا کنیم تا در عنایت خدا به این دلدادگان سهیم شویم!

هفت تپه، عاشق پروری کرد و امروز به وسعت شمال کشور و به اندازه آحاد مردم این خطه لاله خیز، عاشق دارد و حتی اگر یادمان هفت تپه هم احیاء نمی شد، باز هم هفت تپه، متجلی ترین قطعه تاریخی در سینه های خاطره خیز رزم پیشگانی بود که امروز از آنها به عنوان راوی یاد می گردد!

هفت تپه فراتر از یک مکان متداول و بالاتر از یک نام متعارف است و می توان آن را گنجینه پایان ناپذیر دفاع مقدس تلقی کرد که طی آن فرهنگ متششع جبهه ها را تا عمق جان مشتاقان می تاباند و به تنهایی می تواند مبتکر گفتمان هایی باشد که خروجی آن، تنویر افکار و تطهیر رفتار و گفتار همه نسلهایی است که می خواهند از نردبان هفت تپه، به بام عرش صعود کنند!

شاید دیگر فرصتی پیش نیاید که عده ای از کبوتران عاشق باز هم فرصت یابند تا در هفت تپه زندگی کنند، اما قطع یقین بسیارند کسانی که همانند ایام دفاع مقدس باز هم با هفت تپه زندگی می کنند و هرگز از یاد آن روزها غافل نمی شوند! 


کشور باشند! کرخه نماد استقامت

کرخه نام آشنایی است که هرگاه نام آن را به زبان می‌آوریم نا خودآگاه ذهنمان به یاد موج‌های خروشانی می‌افتد که روزی پذیرای رزمندگانی بود تا به آب زنند و پاتکی علیه دشمن، انجام دهند. کرخه نماد استقامت اقلیت مردانی بود که رفتند تا اکثریتی باقی بمانند، این نقطه خاستگاه انسان‌هایی بود که از همه چیز گذشتند تا بتوانند آزاد بودن را به هموطنان خود هدیه کنند. 

 بازدید از یادمان فکه

درباره فکه نوشتن سخت است،حسی که در فکه داشتم را در هیچ یک از مناطق عملیاتی دیگر نداشتم در اینجا انگار تا خدا چند قدم مانده، فکه یادآور کربلایی دیگراست اگراین خاک لب می‌گشود واز تشنگی رزمندگان گردان حنظله می‌گفت هیچ یک از ما طاقت شنیدن آن را نداشتیم، گردانی که در محاصره بعثی ‌ها با لب تشنه یک به یک پرپرشدند به این امید که از دست سالارشهیدان سیراب شوند. فکه شهادت سرداران بی شماری را دیده،خاک فکه مزین به خون آوینی،باقری،بقایی، هادی و...است.وارد گردان 799 تیپ 45 تکاور شوشتر شدیم، در آن جا سربازان ورزش پوگیل را اجرا کردند.این ورزش دو نفره  برای جنگ سرنیزه مورد استفاده قرار می‌گیرد و سربازان این گردان هفته‌ای سه بار تمرین می‌کنند.در ادامه طی  برنامه ای سربازان گردان به اجرای کمین عنکبوتی پرداختند، در کمین عنکبوتی یک نفر از نیروهای خودی به عنوان زخمی در وسط معرکه قرار می‌گیرد و دشمن برای شناسایی زخمی می‌آید و نیروهای دشمن به تله کمین می‌افتند و راه فراری ندارند.

منطقه عمومی فکه تا سال 1360 به دست رژیم بعثی اشغال شده بود که اواخر سال61 لشکر 16 زرهی قزوین، لشکر92 تیپ 2 زرهی خوزستان، تیپ 77 خراسان و دو تیپ از سپاه پاسداران در  آزاد سازی این منطقه نقش داشتند.در این منطقه 5هزار عراقی کشته، 1000 نفر اسیر و 350 ادوات جنگی منهدم شد. به چزابه كه مي‌رسي دوست داري زيارت عاشورا بخواني و گريه كني. نمی‌دانم چرا جو اینجا سنگین است شاید به خاطر حضور شهداست، حس مي‌كنم هنوز خون شهدا روي زمين مانده است.  جایی است که پرچم‌های برافراشته از پاسگاه‌های ایران نمایان‌تر از پرچم‌های عراق است، یادمان شهدای منطقه شاهد حمله بسیار سنگین عراق بوده که در آن یک میلیون گلوله شلیک شده است.

چزابه نامی است که فراموش نمی‌شود وقتی نام چزابه را می‌شنوی زیر لب می‌گویی طریق القدس و فتح المبین وبه یاد سال60  می‌افتی که اوج ناکامی دشمن در این منطقه بود. در این منطقه حوادث دلخراشی اتفاق افتاد، یکی از آن ‌ها این بود که بعثی‌‌ها تمام بچه‌های گردان جعفر طیاررا با بنزین سوزاندند.چزابه محلی هم برای عبور کاروان‌های زیارتی امام حسین(ع) است، این مکان نزدیک ترین محل از ایران به کربلا است.موزه چمران تنها جایی است که می‌توان از کودکی تا لحظه شهادت این شهید عارف را پیدا کرد.


http://www.louh.com/Photo/Esfand86/21-12-86RahianeNoor/21-12-86RahianeNoor.JPG

محل شهادت عارف ومجاهد جبهه ها

 نام دهلاویه با نام مصطفی چمران عجین شده است، چمران خصوصیات بی نظیری داشت انگار که از اول آسمانی بود.چمران شاگرد خدا بود از او نوشتن سخت است چراکه او الگویی بی نظیربود که در این عالم جز خدا در قلبش راه نداشت،هنوز هم حضور او حس و عطروجودش پس از سال ‌ها استشمام می‌شود خوب که گوش کنی صدای مناجاتش را می‌شنوی.دهلاویه یادگار مردان خداست که به افلاک پر کشیدند، دنیا برای آن‌ها زندان بود رفتند تا به رضای خدابرسند.کوشک از ديرباز، يادآور فداكاري‌هایدليرمرداني بود كه طي سال هاي جنگ تحميلي، جانانه از خاك ايران اسلامي دفاع كردند؛ اين منطقه هنوز هم هر روز از طلوع تا غروب خورشيد، فداكاري مردان ايران زمين را به نظاره مي نشيند. اما اين بار از جنسي ديگرامروز، كوشك تجلي گاه تلاش غیورمردانی است كه جان خود را بر كف دست نهاده و به پاكسازي و مين روبي مشغول شده‌اند.

 

شلمچه جایی است که آسمان آن نزدیک‌ترین فاصله را با زمین دارد.

شلمچه یکی از مناطق کشور عزیزمان ایران است که نزدیک‌ترین فاصله را با کربلا دارد و اگر هر فرد ایرانی بخواهد کربلا را در کشورش ببیند باید به شلمچه سفر کند چراکه ما در نوروز 93 و در همین ایام فاطمیه کربلا را در شلمچه دیدیم. تمام تار و پود وجودم به وجود آمده بودند. تمامی دقایق و ثانیه‌های رفتنم را لحظه‏شماری می‌کردم. ضربان‌های قلبم یادآور نام شهدایی بود که با رفتنشان آواز سربلندی سر دادند.تداعی لحظه‌های عرفانی سفر، بوی عشق و گل و اسفند، بوی مهر، بوی محبت، بوی ایمان، بوی خدای من، بوی خدا را در لابه‏لای خاک‌های شلمچه استشمام کردم.

من رنگ بهشت را در منطقه هویزه با چشمانم دیدم؛ من با شهدا انس گرفتم؛ با شهدا پرواز کردم؛ با شهدا خدا را درک کردم.من قطره‌های ایمان را در باران‌های احساس شهیدان یافتم؛ من از تبار قطار ملکوت شده بودم؛ وجودم لمس عجیبی به خود گرفته بود؛ یادآوری روزهای جنگ، تمامی رشته‌های احساسم را مانند پیچک گل‌های عشق به هم می‌چسباند.آری، من صداقت را، باور را، آرمان‌های بهشتی را در روزنه‌های سنگ‌های ترک خورده قبر شهیدان به حقیقت دیدم.مجرای بغض‌های درونی‌ام را تخریب کردم، تبسم را عمیق کردم، گذاشتم تا گونه‌هایم خیس اشک‌هایم شوند، من حقیقت را باور کردم.گناهانم را در برابر دیدگانم به نمایش گذاشتم، آن وقت بود که به زمین افتادم و های های گریه کردم، من خدا را در شلمچه جور دیگر دیدم، من واقعا راهی کاروان نور شده بودم.

با توجه به اینکه شرایط زمان جنگ یک شرایط تاکتیکی بود دشمن موانع بسیار سختی را در مقابل رزمندگان اسلام قرار داده بود، این رشادت و دلیری شهدا بود که توانستند از این موانع عبور کنند.نخستین مسئله‌ای که زائر می‌تواند از آن درس بگیرد این است که بداند در بن‌بست زندگی هم می‌توان پرواز کرد و اگر این بن‌بست را دشمنان ایجاد کرده باشند، عبور از آن لذت‌بخش است.

 

شهدا که متوطن در ندبه‌اند و ولی‌شناسان عصر عود به فطرتند، در قهقهه مستانه و در شادی وصولشان، راه ولایتمداری را باز کردند و مدعیان را برای همیشه تاریخ، رسوا کردند. شهدا، مهر تأیید همیشگی این ملت شریف بر صراط ‌المستقیم ولایتند. نوروز، برای ملت بزرگ ایران، به برکت ولایت، برای همیشه، «عید شهیدان» است. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.

منبع:دروازه ورود به بهشت

 

موضوع: خاطرات، | برچسب ها: سفری از جنس نور ومقاومت،
نويسنده: admin | تاريخ : 26 / 11 / 1393 بازديد : 59
نظرات پست

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب مرتبط