close
تبلیغات در اینترنت
ایثارگر|صفحه نخست ايثارگر|صفحه نخست

پشتیبانی


به ايثارگر خوش امديد
اين وبسايت ازمايشي قرار گرفته است و در حال حاضر در حال اماده سازي مي باشد.از اين که ما را به خاطر اين کم کاري تحمل ميکنيد.بينهايت از شما سپاس گزاريم.

مدير سايت

معرفي و اخبار سايت
تبليغات

ترکش ولگرد

  نگاهی به علی کردم و با افسوس گفتم: «بازم خوش به حال تو. من که اگر حرف از جبهه بزنم ننه ام غش می کند و آقاجان با کمربند می افتد به جانم. به جان علی، عشق جبهه دارد دیوانه ام می کند.»

علی که از دو ساعت پیش کلافه و بی حوصله پای حرف هایم نشسته بود، مثل اسپند روی آتش جست زد و با خوشحالی گفت: «آفرین، خودشه!»

با حیرت پرسیدم: «چی خودشه؟»

دیوانگی!

منبع:دروازه ورود بهشت

موضوع: خاطرات، | برچسب ها: ترکش ولگرد،
نويسنده: admin | تاريخ : پنج شنبه 30 / 11 / 1393 بازديد : 81
ادامه مطلب